ابراهيم عاملي ( موثق )
309
تفسير عاملي ( فارسي )
حقيقت نمودار شود . سخن مفسّرين : « فَبِمَ تُبَشِّرُونَ » 54 مجمع : جمله ى « تبشّرون » به چهار جور قرائت شده است با نون مكسور بدون تشديد و با تشديد و با فتح نون بدون تشديد و نيز « تبشّرونّى » با ياى آخر ، و جهت تشديد نون اين است كه كلمه « تبشّروننى » بوده است ياى متكلَّم ساقط شده است و نون جمع با نون قبل از ياى متكلَّم به صورت مشدّد تلفّظ شده است . « وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ » 56 مجمع : « يقنط » با كسر و فتح نون قرائت شده است ، و جمله ى « منجوهم » با تشديد و تخفيف جيم خوانده شده است . « إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ » 59 مجمع : مجرم كسى است كه از حقّ بريده و بباطل پيوندد و از نيكوئيها ببديها . « إِلَّا آلَ لُوطٍ » 60 استثناء از ضمير « مجرمين » است . و آل لوط مؤمنين به او هستند و معنى اين مىشود كه ما بسوى كسانى كه همه مجرم بودند فرستاديم فرستاده هاى خود را كه همه را هلاك كنيم و نجات دهيم مؤمنين بلوط را همگى . « إِلَّا امْرَأَتَه قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِينَ » اين استثناء از آل لوط است و « قَدَّرْنا » اى حكمنا ، و غابر بمعنى باقى است يعنى او را از بازماندگان در شهر قرار داديم تا هلاك شود . « وَأَتَيْناكَ بِالْحَقِّ » 64 مجمع : يعنى عذاب آورديم و البتّه حقّ است ، و آنها را گرفتار مىكند . [ « * ( فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ ) * - تا آخر آيه » مجمع : اسراء سير در شب است يعنى شب هنگام وقتى كه پاسى از شب گذشت و كمى از آن باقى بود ] . بيضاوى : قرّاء اهل حجاز « فاسر » بوصل خواندهاند و باقى بقطع و هر دو بيك معنى است . « وَجاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ » 67 كشف الاسرار و پاورقى : يعنى سدوم كه شهر عظيم مدائن مؤتفكات است و لوط آن را محلّ سكناى خود كرده بود و بواسطه ى سوء